داداش حالا انقدر خودتو ناراحت نکن،درست میشه ایشالله
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 1:35
داشتم تو این سایتا و کانالای سیاسی چرخ میزدم که یهو یاد یه چیزی افتادم. فیلم اول ولایتی تو انتخابات قبل رو یادتونه چی بود؟ یه فیلم بود که توش از اول تا آخرش ولایتی گریه میکرد. نخند عزیز من فیلم هنری بوده. باز میخنده.
اندکی صبر سحر نزدیک است
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 1:35
ابتدا تو را نادیده می گیرند،بعد به تو می خندند، سپس با تو می جنگند، و در نهایت تو پیروز می شوی...گاندی بعدا نوشت:اینم در جواب کامنت خانم فرشته که ببینن تا چه حد ترکوندم:)))
دیگه زندگیم داره ته میکشه از دلم پیاده شو،آخرشه
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 1:35
1-امروز داشتم با یه بنده خدایی صحبت میکردم یهو بهم گفت:الان این حرفی که زدید با حرف قبلیتون در تضاده. بعد هی صحبت میکردم،هی میدیدم کلا همه حرفام در تضاده با هم. یه جا برگشت بهم گفت:مثل اینکه کلا سر دوراهی قرار دارید؟ 2-کلا تو همه چی دودلم تو همه چی تردید دارم تو تصمیم هام تو انتخاب هام کلا تو همه چی...
حسرت رویای شیرین
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 1:35
همه چیز از یه خواب شروع شد. اون خواب خبر از یه اتفاق میداد. اتفاق افتاد. اتفاق خوبی نبود،تلخ بود. کاش همه چیز با یه رویای شیرین تموم میشد.
یه دو دقیقه متضاد نباش عمو ببینه
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 1:35
دیروز داشتم با یه بنده خدایی صحبت میکردم بهش گفتم من وقتایی که ناراحتم حس طنزم گل میکنه. برگشت بهم گفت:من متوجه نمیشم این دو تا با هم در تضاده چه جوری کنار هم قرار میگیره. جا داشت بهش بگم من کلا یه مشت تضادم که در کنار یکدیگر قرار گرفته و گمنام را تشکیل می دهند. یا به عبارت دیگه: به مجموعه ای از تضا...
یه خرده تبلیغ کنیم برای جریان عدالت خواهی:دی
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 1:35
1-آقامون مشایی فرمودند که: -می گویند بقایی آمده تا رای روحانی را زیاد کند، باید گفت آنها (روحانی) رای ندارند امید آنها هم شما (اصولگرایان) هستید! در جای دیگری هم فرمودند: -برخی می پرسند آیا بقایی رای می آورد؟ بنده میگویم بقایی در این انتخابات اصلا رقیبی ندارد. باز در جای دیگری فرمودند: -عدم تایید صل...
دلم گرم میشه با دعاهای شما
-
تاریخ: 1395/10/22 ساعت: 9:05
گره تو زندگیم افتاده.میشه شماهایی که کارتون درسته و پیش خدا عزیزید برام دعا کنید.توکلم به خداست امیدمم به دعای شما.
فراموشم نکنیدا،برنگردم ببینم پیچیدید به بازیا:)
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 11:24
یه چیزی حدود دو ماهه که حضور نصفه و نیمه ای دارم،راستش خودمم خسته شدم از این وضعیت.فکر میکنم یه مدت از فضای اینجا دور باشم بهتره.معلوم نیست تا کی شاید یه ماه دیگه،شاید یه هفته دیگه،شاید یه روز دیگه و حتی شاید یک صدم ثانیه دیگه:دی.یه سری کارا و مشکلات شخصی دارم که میخوام به اونا رسیدگی کنم.برای حلشون...
چه قدر یهو داشت این پست
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
یه پیام بازرگانی هست که مثلا میخواد بگه درآینده ما مشکل کمبود برق داریم و از این صحبتا،بعد نشون میده یه خانواده دور یه میز نشستن و همه جا تاریکه یهو یه ماشین رد میشه و تو خونه رو روشن میکنه و همه شروع میکنن به خوردن و ... تا دوباره همه جا تاریک میشه.الان اوضاع ما هم همینجوریه یهو پر از انگیزه میشم ت...
دیگه بعد از این سمت من بیای/هر چی تو بگی هر چی تو بخوای
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
1-یه مستندی هست به اسم the Divin book (کتاب الهی).این مستند سه دین اسلام،مسیحیت و یهودیت رو بررسی میکنه و میگه در واقع هر سه دین اسلام هستند و اسلام به معنی تسلیم بودن در برابر خواست خداست.برداشت من از این مستند این بود که اسلام تو همین چند کلمه خلاصه میشه:تسلیم بودن در برابر خواست خدا.2-احساس کردم ...
مثل همیشه جاموندیم و کارمون شد حسرت خوردن
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
1-یه معلم داشتیم بهمون میگفت:یه روزی رو میبینید که رفیقاتون خیلی ازتون جلو زدن و شما جاموندید.2-یادمه اول دبیرستان که بودم یه سری داشتم با یکی از بچه ها یه مسئله ریاضی رو کار میکردم اونا یاد گرفتن حالا من اشتباه میکردم،همون چیزی رو که من خودم بهشون یاد داده بودم.اینم یه مدل جاموندنه دیگهخیلی جاها تو...
میشه امشب بیای به خوابم
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
چند بار برات نامه نوشتم ولی جوابی ندادی
مرد اخلاق مجازی میرود ولی ما واقعی میسوزیم
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
یکی از چیزایی که باعث شده سعی کنم از فضای وبلاگ دل بکنم این وابستگی ای هستش که بین ما پیش میاد،یه جاهایی سعی کردم این وابستگی رو کنترل کنم ولی نشده،ما اینجا مثل یه خانواده هستیم،اینجا با اینستا و تلگرام و خیلی چیزای دیگه فرق داره.ماها حق نداریم فقط به خودمون فکر کنیم رفتن ما میتونه دوستامون رو ناراح...
الانم همش احساس میکنم من ترانه 15 سال دارم
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
مورد داشتیم طرف اومده تو وبلاگ قبلی ما گفته چرا پستات رمزیه دخترک؟حالا اینو کاری نداریم.حتی موردی بوده که طرف اومده همینجا کامنت گذاشته سلام خوبی دختر؟اینم کاری نداریم.ما که به روی خودمون نمیاریم ولی از تغییر لحن کامنتای بعضی از دوستانم میفهمیم اول فکر میکردن ما دختریم بعدا پی بردن که نه اشتباه میکر...
من همیشه دقیقه نودی بودم و امروزم که فرصت آخر بود:)
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
والا ما دیدیم یه جوری همه تو این چالش شرکت کردن که گفتیم احتمالا واجب شرعیه شرکت کردن تو این چالش و اگه شرکت نکنیم احتمالا اون دنیا دچار عوقوبت الهی بشیم.یه دلیل دیگه شرکت کردنم تو این چالش اینه که احساس کردم زیادی گمنامم.گفتم حداقل یه تصویری از میز کار ما داشته باشید البته ما که با این میز کار خاصی...
تو این دنیای بی رحمی نزار کم شم از آغوشت
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
1-یه زمانی بدجوری تو لاک خودم رفته بودم،تو یه وبلاگ رمزی برای خودم مینوشتم و یه تعداد وبلاگ محدود رو میخوندم،ساختن اینجا باعث شد بیشتر از لاک خودم بیام بیرون،یه جاهایی که انگیزه نداشتم کامنتای دوستام بهم انگیزه میداد.اینجا باعث شد دوستای بیشتری پیدا کنم،چیزای بیشتری یاد بگیرم،یه سری دوستام و پستاشون...
از اشتباه کردن نترس
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
یوسف رو آورده بود پاتخته.به شوخی بهش گفت تو اومدی پاتخته که غلط کنی بعدشم به من بگی که غلط کردم.بعد بهش گفت:اگه میخوای چیزی رو یاد بگیری باید اشتباه کنی تا یاد بگیری. +خدا پدر و مادرشو بیامرزه.خیلی چیزا ازش یاد گرفتیم.
به نیت ios 9 شد نه بار:دی
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:39
ای شهید؛ ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای، دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش. شهید آوینی