1-یه معلم داشتیم بهمون میگفت:یه روزی رو میبینید که رفیقاتون خیلی ازتون جلو زدن و شما جاموندید. 2-یادمه اول دبیرستان که بودم یه سری داشتم با یکی از بچه ها یه مسئله ریاضی رو کار میکردم اونا یاد گرفتن حالا من اشتباه میکردم،همون چیزی رو که من خودم بهشون یاد داده بودم. اینم یه مدل جاموندنه دیگه خیلی جاها تو زندگیم حس جاموندن بهم دست داده،تو خیلی از موارد مثل مورد 2 جاهایی بوده که حتی من جلوتر بودم و جاموندم. 3-این روزا خیلیا دارن میرن کربلا و ما جاموندبم.امروز یکی از دوستام تو تلگرام بهم پیام داد شاید فردا عازم کربلا باشه،قرار بود باهم بریم ولی ما جاموندیم. خب ما شیشه خرده زیاد داریم،کربلا جای کسایی که شیشه خرده دارن نیست. چیزی که ناامیدم نمیکنه اینه که خیلیا مثل خودم جاموندن،ایشالله قرار ما جامونده ها اربعین سال دیگه،کربلا.