یه پیام بازرگانی هست که مثلا میخواد بگه درآینده ما مشکل کمبود برق داریم و از این صحبتا،بعد نشون میده یه خانواده دور یه میز نشستن و همه جا تاریکه یهو یه ماشین رد میشه و تو خونه رو روشن میکنه و همه شروع میکنن به خوردن و ... تا دوباره همه جا تاریک میشه.
الان اوضاع ما هم همینجوریه یهو پر از انگیزه میشم تا میام یه حرکتی بکنم یهو این انگیزهه میره،مثلا همین چند وقت پیش بود یهو انگیزه گرفتم بیام بنویسم تا دستمو آوردم سمت کیبورد یهو سرد شدم.شاید این اتفاق یه دقیقه هم طول نکشید.
تا یه حدیش طبیعیه و ممکنه برای هرکسی پیش بیاد که انگیزشو از دست بده یا یهو پر از انگیزه بشه ولی به نظرم برا من دیگه غیر طبیعی شده.
کلا حالم عجیب شده.برام پیش اومده چیزی که تا دیروز دوست داشتمو یهو ازش متنفر بشم و فراری یا کاری رو که تا دیروز با احتیاط انجام میدادم یهو بی محابا انجام بدم یا یه لحظه شادم یه لحظه غمگین یهو بعد از گوش دادن یه آهنگ مذهبی مثلا چه لاک خوشرنگی چه آرایشی داری پلی میکنم یا ممکنه از چیزی حس خوبی بگیرم چند ثانیه بعدش حس خوبم نسبت به همون چیز تبدیل به نفرت بشه.
تا حدودی یه سری از خلقیاتم دستم اومده،یه چیزاییم دستگیرم شده که چرا اینجوریم مثلا یکی از دلایلش اینه که دوست دارم همه چیز درست و سر جای خودش باشه و همه رو یه آدم کامل میبینم و انتظار اشتباه از کسی و همینطور خودم ندارم که اصلا امکانپذیر نیست و...
دارم سعی میکنم اوضاع رو بهتر کنم.
+یه بنده خدایی هم حرف جالبی بهم زد .گفت:بعضی وقتا بی انگیزه هم حرکت کن.
راست میگه بعضی وقتا تو حرکت کردن انگیزه خودش میاد.
برچسب:
نویسنده: شیدا زمانی
تاريخ: شنبه
29 آبان
1395 ساعت: 3:39