خرید بک لینک

ستاره زمین خورد و غم پا گرفت...عطش دستِ دریا رو بالا گرفت
عطش تو هوای جنون پَر کشید...خدا عشق و خونو برابر کشید
یکی مردِ میدون شد و نور شد...یکی از کریم و کَ
رم دور شد
یکی آخرش سر به نِیها گذاشت...یکی گم شد و عشقو تنها گذاشت

بگو این سفر آخرش عشق بود...زمین سمتِ سنگینترش عشق بود
بگو قصه با غصه همدست نیست...مسیری که رفتیم بنبست نیست
بگو از شبِ غربت و خون،بگو...بگو از غم و قحطِ بارون،بگو
بگو آسمون مهربونی نکرد...زمین مُرد و پادرمیونی نکرد

بشنویم

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت: 8:12

صفحه بندی